على محمدى

373

شرح اصول استنباط ( فارسى )

عبث از مولاى حكيم سزاوار است ؟ و . . . قوله : و اختصاص : اين قسمت دفع دخل است و آن اينكه اگر كسى بگويد ما در خود قرآن مىخوانيم : « وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » يعنى غير از خدا و راسخين در علم كه معصومين ( ع ) باشند كسى از تاويل قرآن آگاهى ندارد حال آيا اين آيه دليل نمىشود كه غيرمعصوم حق استفاده از قرآن و تمسك به آن نداشته باشد ؟ در جواب مىگوئيم : اوّلا اگر اين آيه را دليل قرار دهيد خود اين تمسك به قرآن است و با اين آيه اثبات مطلب شما نمىشود چون يلزم من وجوده العدم و اگر اين آيه را مدرك قرار دهيد مىگوئيم : چرا به ساير ظواهر تمسك نكنيد و ثانيا در آيه سخن از تاويل و توجيه و ارادهء خلاف ظاهر است نه اينكه « يعلم ظاهره الّا الله . . . پس منافاتى با فهم برخى از آيات قرآن آن هم خصوص آياتيكه واضح و جلى هستند ندارد . آن هم با قيوديكه اصوليين مىزنند مبنىبراينكه بعد الفحص و اليأس از مخصص و مقيد و مفسر و شارح مجازيم به آن تمسك كنيم نه قبل از آن . دليل دوّم اخباريين : روايات فراوانى كه در حدّ تواتر است وارد شده مبنى بر اينكه ما حق نداريم قرآن را به رأى و سليقهء خودمان تفسير كنيم بلكه بايد به اهل الذكر و راسخين در علم يعنى معصومين ( ع ) مراجعه نمائيم و آنان قرآن را براى ما تفسير كنند جناب مصنف براى نمونه به چهار روايت از اين روايات اشاره مىكنند : 1 - حديث نبوى ( ص ) : هركس قرآن را به رأى خويش تفسير كند نشيمنگاه او آتش خواهد بود . 2 - حديث نبوى ( ص ) : هركسى قرآن را به رأى خود تفسير كند بر خداوند